Logo
نویسنده: سید احمد الحسن

دانلود فایل متنی

عنوان بحث : حکم نامگذاری لقب آیت الله العظمى نویسنده : احمدالحسن وصی و رسول امام مهدی (ع) موضوع : معنی آیت الله و آیت الله العظمی و اختصاص داشتن آن بصورت خاص به ائمه (ع) زبان : فارسی و عربی (دوزبانه) تعداد صفحات : 6 تاریخ : 2004 میلادی منبع : بخسی از کتاب متشابهات جلد سوم سوال 121

 

متن نوشتاری : 

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليماً

سؤال/ ۱۲۱: كثر تسمية (آية الله العظمى) عند متأخري العلماء، فما معنى آية الله العظمى؟ وهل هي مختصة بالأئمة (ع) أم عامة لكي تطلق على جميع العلماء؟

الجواب: ﴿قَالَ لَهُمْ مُوسَى وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى﴾. الآية هي العلامة أو الدليل، ونسبتها إلى الله سبحانه وتعالى إما من جهة إثبات وجوده سبحانه وتعالى، وإما من جهة معرفته سبحانه وتعالى. فأما من جهة إثبات وجوده سبحانه وتعالى فتكون كل المخلوقات والموجودات آيات الله سبحانه وتعالى والإنسان أعظمها، فكل الموجودات مشيرة إلى وجود الخالق؛ لأنها مخلوقة، ومشيرة إلى وجود المؤثر لأنها آثار، والإنسان أكثرها دلالة وإشارة على وجود الخالق سبحانه وتعالى. وأما من جهة معرفته سبحانه وتعالى فلا تكون آيات الله إلا حججه سبحانه وتعالى على خلقه، حيث إنّ بهم يعرف الله فهم الأدلاء عليه بالحق واليقين، وبهذا المعنى يكون آيات الله هم الأئمة (ع)، وآية الله العظمى أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب (ع) بالخصوص، ويكون آية الله في هذا الزمان هو الإمام المهدي (ع)، بل ولا يصح بهذا أن يسمى الإمام المهدي محمـد بن الحسن (ع) بآية الله العظمى؛ لأن هذه المبالغة خص بها وصي الأوصياء علي بن أبي طالب (ع) باعتبار أنه من عرف الله وعرّف الخلق بالله سبحانه وتعالى بعد محمد(ص).

پرسش ۱۲۱: نزد علمای متأخّر، نام‌گذاری به (آیت الله العظمی) فراوان شده است. معنی آیت الله العظمی چیست؟ و آیا این اصطلاح مختص ائمه (ع) می‌باشد؟ یا اینکه عام است و در نتیجه می‌توان آن را به همه‌ی علما اطلاق نمود؟

پاسخ: (موسی به آنان گفت: وای بر شما! دروغ بر خدا نبندید، که شما را با عذابی نابود می‌سازد و هر کس که (بر خدا) دروغ ببندد، نومید می‌شود).[۱] (آیت) همان علامت یا نشانه است، و نسبت دادن آن به خداوند سبحان و متعال یا از جهت اثبات وجود او است و یا از جهت شناخت و معرفت به او سبحان و متعال می‌باشد. پس از جهت اثبات وجود خداوند سبحان و متعال، تمام مخلوقات و موجودات آیات و نشانه‌های خداوند سبحان و متعال هستند و انسان عظیم‌ترین آنها می‌باشد. تمام موجودات به وجود خالق اشاره دارند؛ چرا که آنها مخلوق‌اند، و نیز به وجود مؤثر دلالت دارند چرا که آنها آثار هستند، و بیش‌ترین اشاره و دلالت بر وجود خالق سبحانه و متعال از آنِ انسان می‌باشد. اما از جهت شناخت و معرفت خداوند سبحان و متعال، آیات الهی فقط حجت‌های او سبحان و متعال بر خلق هستند؛ به گونه‌ای که به وسیله‌ی آنها خداوند شناخته می‌شود، پس اینها به حق و یقین، دلایل و نشان‌گرهای خداوند هستند. به این معنا، آیات الله، ائمه (ع) هستند و آیت الله العظمی، به طور خاص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) می‌باشد. در این زمان، آیت الله، امام مهدی (ع) است، و حتی بر این اساس صحیح نیست که امام مهدی محمد بن الحسن (ع) نیز آیت الله العظمی نامیده شود؛ چرا که این مبالغه‌ای است که وصیِ اوصیا علی بن ابی طالب (ع) به آن مخصوص گشته است؛ به این اعتبار که پس از حضرت محمد (ص) او کسی است که خداوند را شناخت و خداوند سبحان و متعال را به خلق شناسانید.

ولما كان العلماء لا يريدون المعنى الأول قطعاً؛ لأنه يشمل كل إنسان سواء كان صالحاً أم طالحاً، بل إن المعنى الأول ناظر إلى جنس المخلوق، فاستخدامه للتمييز بين أفراد الجنس الواحد سفه وسفسطة لا طائل من ورائها، إذن فهم يريدون المعنى الثاني قطعاً، وهم بهذا قد وقعوا في المحظور، فإطلاق هذه التسمية أي آية الله على غير الأئمة (ع) حرام بل وإطلاق آية الله العظمى على غير أميرالمؤمنين (ع) حرام أيضاً. وقد ورد في الروايات الصحيحة عنهم (ع) تسمية فاطمة (ع) والأئمة (ع) بآية الله، عن الكاظم (ع) عن آبائه (ع) عن رسول الله (ص)، قال: (دخلت الجنة فرأيت على بابها مكتوباً بالذهب: لا إله إلا الله، محمد حبيب الله، علي بن أبي طالب ولي الله، فاطمة آية الله …)، وعن أميرالمؤمنين (ع) قال: (الإمام كلمة الله، وحجة الله، ووجه الله، ونور الله، وحجاب الله، وآية الله، يختاره الله ويجعل فيه ما يشاء ويوجب له بذلك الولاية والطاعة على جميع خلقه، فهو وليه في سماواته وأرضه …).

از آنجا که علما به طور قطع و یقین، معنای نخست را اراده نکرده‌اند چرا که هر انسانی اعم از نیکوکار و بدکردار را شامل می‌شود‌ و حتی این معنای نخستین ناظر بر جنس مخلوق به طور عمومی است و استفاده از آن برای تفاوت قایل شدن میان افراد یک جنس، سَبُک‌عقلی و سفسطه‌ای بیش نیست، بنابراین آنها به طور قطع و یقین معنای دوم را قصد کرده و به این ترتیب در عملی حرام و ممنوع وارد شده‌اند. بنابراین اطلاق این نامگذاری یعنی آیت الله بر غیر از ائمه (ع) حرام است و حتی اطلاق آیت الله العظمی برای کسی جز امیرالمؤمنین (ع) نیز حرام می‌باشد. در روایات صحیح از ائمه (ع)، نامگذاری فاطمه (ع) و ائمه (ع) به آیت الله، وارد شده است. از امام کاظم (ع) از پدرانش (ع) از پیامبر خدا (ص) روایت شده است که فرمود: (وارد بهشت شدم و دیدم که بر دروازه‌ی آن با طلا نوشته شده است: لا اله الا الله، محمد حبیب الله، علی بن ابی طالب ولی الله، فاطمه آیت الله….).[۲] از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است که فرمود: (امام کلمه‌ی خدا و حجّت خدا و وجه خدا و نور خدا و حجاب خدا و آیت خدا است. خداوند او را انتخاب کرده و هر چه بخواهد در او قرار می‌دهد و با آن، ولایت و طاعت بر جمیع خلق را برایش واجب می‌گرداند و او ولیّ خداوند در آسمان‌ها و زمین است).[۳]

وورد تسمية أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب (ع) بآية الله العظمى، قال الشيخ المفيد والشهيد والسيد بن طاووس في كتاب الإقبال (رض) روي أن جعفر بن محمد الصادق (ع) زار أميرالمؤمنين صلوات الله عليه بهذه الزيارة: ( … إلى أن قال (ع): السلام عليك يا آية الله العظمى …). وورد النهي والإنكار على من يسمي غير علي بن أبي طالب (ع) بأميرالمؤمنين، عن الصادق (ع): سأله رجل عن القائم (ع) يسلم عليه بإمرة المؤمنين، قال: (لا ذاك اسم سمى الله به أميرالمؤمنين (ع) لم يسم به أحد قبله، ولا يتسمى به بعده إلا كافر، قلت: جعلت فداك كيف يسلّم عليه؟ قال: يقولون السلام عليك يا بقية الله، ثم قرأ: ﴿بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾. وسُئل الرضا (ع): لِمَ سُمي أميرالمؤمنين (ع)؟ قال (ع): (لأنه يميرهم العلم، أما سمعت في كتاب الله: ﴿وَنَمِيرُ أَهْلَنَا﴾. فإذا كان لا يتسمى بعد علي (ع) بأميرالمؤمنين إلا كافر، فما هو دليلهم على أن يسموا أنفسهم باسم خُصَّ به أميرالمؤمنين (ع)، وهو آية الله العظمى.

در خصوص نام‌گذاری امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) به آیت الله العظمی، شیخ مفید و شهید و سید بن طاووس در کتاب اقبال گفته‌اند که روایت شده جعفر بن محمد صادق (ع) امیرالمؤمنین که سلام و صلوات خداوند بر او باد را این گونه زیارت کرده است: (تا آنجا که فرمود:… السلام علیک یا آیت الله العظمی….).[۴] همچنین از اینکه کسی غیر از علی بن ابی طالب (ع) امیرالمؤمنین نامیده شود، نهی و انکار شده است. از امام صادق (ع) روایت شده است که مردی از ایشان درباره‌ی قائم (ع) پرسید که آیا در مقام خطاب و سلام او را امیرالمؤمنین گویند؟ فرمود: (نه، امیرالمؤمنین اسمی است که خداوند امیرالمؤمنین (ع) را به آن نامیده و نام هیچ کس نه پیش از او و نه پس از او نبوده مگر آنکه آن شخص کافر باشد. عرض کردم: فدایت شوم! چگونه بر او سلام گویند؟ فرمود: می‌گویند السلام علیک یا بقیة الله. سپس این آیه را قرائت نمود: «بَقِيَّتُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»).[۵] از امام رضا (ع) پرسیده شد: چرا امیرالمؤمنین (ع) به این نام نامیده شد؟ امام (ع) فرمودند: (زیرا او مؤمنان را با علم روشن می‌سازد. آیا در کتاب خداوند نشنیده‌ای «و ما برای خانواده خویش موادّ غذایی می‌آوریم»).[۶] حال اگر کسی پس از حضرت علی (ع) به امیرالمؤمنین نامیده نمی‌شود مگر کافر باشد، دلیل آنها چیست که خود را به نام اختصاص یافته‌ی امیرالمؤمنین که آیت الله العظمی می‌باشد، نام می‌نهند؟

﴿إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى * أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّى … وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً * فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى﴾. فيجب أن لا يتعدّى الناس حدودهم وخصوصاً العلماء، وعليهم الالتفات إلى هذا الحق والانصياع له، فبالتواضع تنبت الحكمة لا بالتكبر.

(اينها چيزی نيستند جز نام‌هايی که خود و پدرانتان به آنها داده‌ايد و خداوند هيچ دليلی بر آنها نفرستاده است. تنها از پِیِ گمان و هوای نفس خويش می‌روند و حال آنکه از جانب پروردگارشان هدایت آمده است * آيا هر چه آدمی آرزو کند برايش حاصل است؟…. اينان را به آنچه می‌گويند هيچ دانشی نيست، تنها از پندار خود پيروی می‌کنند و پندار برای شناخت حقيقت کافی نيست * پس تو نيز از کسی که از سخن ما روي‌گردان می‌شود و جز زندگی دنيوی را نمی‌جويد اِعراض کن * مُنتَهای دانش آنها همين است. پروردگار تو به آن کس که از طريق او گمراه می‌شود يا به راه هدايت می‌افتد داناتر است).[۷] مردم و به ویژه علما نباید از حدود خود فراتر روند و آنها باید متوجّه این حقیقت باشند و به آن گردن نهند؛ که با تواضع، حکمت می‌روید نه با تکبّر!

***

والحمد لله رب العالمين

 

[۱] – طه: ۶۱.

[۲] – کنز الفوائد: ج ۱ ص ۱۴۹.

[۳] – بحار الانوار: ج ۲۵ ص ۱۶۹، نقل شده از مشارق انوار یقینِ بُرسی.

[۴] – بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۳۷۳؛ اقبال: ص ۶۰۸؛ مفاتیح الجنان: ص ۴۴۸، زیارت امیر المؤمنین در روز میلاد نبی اکرم(ص).

[۵] – کافی: ج ۱ ص ۴۱۱ ح ۲.

[۶] – کافی: ج ۱ ص ۴۱۲ ح ۳. یوسف: ۶۴.

[۷] – نجم: ۲۳ تا ۳۰.