Logo
دانلود فایل متنی
دانلود فایل صوتی


 

﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾
 

﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾

 


نحن نعبدك وحدك وبحولك وقوتك، فلم يبق لنا إلاّ أننا اخترنا عبادتك. وإذا كان هذا الاختيار بفضلك وتوفيقك، فهل بقي لنا من الأمر شيء ؟! 

ما به حول و قوه‌ء تو ، تنها تو یگانه را می‌پرستیم ، و برای ما جز اینکه بندگی‌ات را برگزینیم، چیزی باقی نمی‌ماند؛ و اگر این اختیار و انتخاب به فضل و توفیق تو باشد، آیا برای ما اساساً هیچ چیزی باقی می‌‌ماند؟! 


وهذا العبد لا يخاف دركاً ولا يخشى، فليلقه نمرود في النار، فإنّها ستكون برداً وسلاماً. وليجيش فرعون جيوشه، فسيبتلعهم بحر القلزم. ولكنّه ليكون عبداً مخلصاً لله حتى آخر لحظة من حياته، فإنّه يحتاج إلى المدد والعون والتوفيق الإلهي. 

چنین بنده‌ای نه از اینکه بر او سیطره یابند هراسی دارد و نه هیچ بیمی به دل راه می‌دهد ، نمرود او را در آتش می‌اندازد، آن آتش بر او سرد و سلامت می‌شود. فرعون علیه وی لشکرکشی می‌کند، دریای قُلزُم آنها را می‌بلعد. اما این بنده برای اینکه تا آخرین لحظه‌ء عمرش بنده‌ای خالص برای خداوند باشد ، محتاج مدد و یاری و توفیق الهی می‌باشد. 


﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾، وكيف لا تكون حاضراً، وأنت أقرب إلى الناس من حبل الوريد ([#]).

[#]- إشارة إلى قوله تعالى : (وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) ق :١٦. 

﴿تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم﴾، و تو چگونه حاضر نباشی ، در حالی که از رگ گردن به مردم نزدیک‌تری ؟! 
 


في هذه الآية ضمير المخاطب الحاضر الشاهد، وهل يمكن عبادة الغائب، أو طلب العون من الغائب، (أعبد الله كأنّك تراه، فإن لم تكن تراه فإنّه يراك) ([##])

[##]- لاحظ : المحاسن : ج١ ص٣، الكافي : ج٢ ص٦٨، باب الخوف والرجاء : ح٢، ثواب الأعمال :١٤٧. 

در این آیه ضمیر مخاطب حاضرِ شاهد وجود دارد ، آیا عبادت‌کردن فردی غایب امکان‌پذیر است؟! یا درخواست یاری کردن از شخصی غایب ؟!  (خداوند را به گونه‌ای عبادت کن که گویی او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی، او تو را می‌بیند). 


وما أنا وما وجودي ؟! 

من چیستم و وجودم چیست ؟! 


وهل قمت بشيء سواك؟! 

آیا به چیزی جُز تو پابرجای هستم ؟! 


وهذه الأرض والشمس والقمر .. والنجم والشجر .. والمطر كلها تسبح في هواك. 

و این زمین و خورشید و ماه .... و ستاره و درخت .... و باران ، جملگی تسبیح‌گوی تو اند. 


وتنشد ... عميت عين لا تراك.

و آوازی سر می‌دهند .... که کور است آن چشمی که تو را نبیند ! 


أمّا الجماعة في: نعبد، ونستعين؛ فلأننا حزب الله؛ ولأننا كالجسد الواحد، يكفي أن يتكلّم واحد منّا باسم كل الجماعة، فنحن قلب واحد، كما أنّ كل فرد في هذه الجماعة الإلهية لا يرى نفسه، بل يرى جماعة تعمل لإعلاء كلمة الله في أرضه. 

اما صیغه‌ء جمع در : «نَعبُدُ» (عبادت می‌کنیم)، و «نَستُعین» (یاری می‌جوییم)؛ از آن جهت است که ما حزب الله هستیم؛ و جملگی همانند یک جسم واحد می‌باشیم؛ کافی است که تنها یک نفر از ما به نمایندگی از جمع صحبت کند، پس ما یک قلب واحد هستیم، به گونه‌ای که هیچ فردی در این جماعت الهی، خودش را نمی‌بیند، بلکه جماعتی را می‌بیند که برای اعتلای کلمه‌ء الله در زمینش تلاش می‌کند. 


 


* * * 


 


 

…﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾: …

سرفصل ها

همه